سلام به همگی! حالتون خوبه؟ امروز سر کلاسی بودم. استاد وارد کلاس شد و بعد از اینکه نشست پرسید: امروز حالتون چطوره؟ فقط یکی از بچه ها بود که با یک لحن بسیار پرانرژی جواب داد: عالی!!!
طوری جواب داد که همه حال کردند و به اصطلاح ازش انرژی مثبت گرفتند. استاد که مثل بقیه ذوق زده شده بود گفت که این جواب براش غیرمنتظره بوده و آرزو کرد که این انرژی از دست رفته ی ایرانی ها برگرده و ... در واقع غم و غصه و ناله و خستگی تبدیل بشه به شادی و نشاط و شور و حال. الهی آمین! بگذریم.
از تاخیر پیش آمده متاسفم. اتفاقاتی که تو این یه ماه افتاد مثل یه کابوس شوم بود. چندین بار خواستم راجع بهش بنویسم ولی راستشو بخواین مثل خیلی از شماها دیگه دل و دماغی برام نمونده بود. گاهی وقتهام که تصمیم می گرفتم، واقعآ می موندم. می موندم که ... چی بگم؟! بی خیال! حرف زدن راجع بهش فقط من و شما رو ناراحت می کنه. این بحثو همینجا ببندیمش.
امروز با یه خبر مهم اومدم. از این به بعد این وبلاگ آپ نمی شه. یعنی اینجا آپ نمی شه. جریان از این قراره که نام کاربری وبلاگم خیلی طولانی بود (۱۸ کاراکتر) و طبعآ آدرسش هم طولانی بود. تصمیم گرفتم نام کاربریمو کوتاهش کنم (۶ کاراکتر) تا اولآ این اصل حرفه ای رو رعایت کرده باشم و ثانیآ زحمت اون عزیزی رو که از طریق جستجوی گوگل وارد وبم می شد (و به خیال خودش داشت ما رو سیاه می کرد که یعنی من اتفاقی اومدم و از این حرفا،) کم کنم. ![]()
بدین ترتیب بنده بیش از ۲۰۰ پست رو از آدرس ghoghayeeshghbazan به ghogha منتقل کردم. با مشقت و سختی فراوان و تحمل دردها و رنج های بسیار! البته چون برام مهم بود که آدرس کوتاه شه، و نمی خواستم نصف وبلاگم یه جا باشه نصفش جای دیگه، این هزینه ی گزاف رو متحمل شدم. پس ۲ تا نتیجه می گیریم:
۱. بعد از این می تونید پست های من رو در غوغای عشقبازان به آدرس http://ghogha.blogfa.com بخونید.
۲. اگه قبلآ تو وبلاگتون به من لینک دادید لطفآ آدرس لینک منو به آدرس جدید تغییر بدین. و اگر تازه با وبم آشنا شدید و احیانآ می خوایید لینک بدید، به آدرس طولانی سابق لینک ندید. فقط به آدرس جدید http://ghogha.blogfa.com لینک بدید.
با تشکر،
و آرزوی سلامتی جسمی و روحی فزاینده،
cs 101000
"افشین یداللهی"
فکر کنم این بار دوم یا سومه که بلاگفا اعصاب بنده رو نشونه رفته.

اومدم به وبم سر بزنم دیدم به جای قالب خودم یه قالب ساده ی آبی اومد بالا.
فعلآ حوصله ی جبران این خسارت رو ندارم. باشه واسه بعد.
بگذریم. نمی دونم وقتی می بینمت باید خوشحال باشم یا ناراحت.
خدایا کفم برید! خودمو سپردم به خودت خدا جون.
وقتی از دنیا و آدماش خسته و ناامیدشدی
برو کوه و داد بکش: «آیا بازم امیدی هست؟»
اونوقت جواب می شنوی
«هست، هست، هست ...»

آنچه که هستی هدیه ی خداوند به توست،
و آنچه که می شوی هدیه ی تو به خداوند
پس بی نظیر باش
چون بی نظیر خلق شدی.
پ.ن: جالبه! تمام این نظرات منطقی به نظر می رسه. ولی جالب تر اینه که هیشکی نمی خواد عمیق تر به قضیه نگاه کنه و همه ی این مردم یک بعدی می بینن و سطحی حرف می زنن. شاید اگه هر کدوم یه خرده بیشتر فکر می کردن می تونستن به تمام این ۴ نوع نگرش برسن و به جای طعنه زدن سکوت اختیار کنن و عجولانه قضاوت نکنن.

حضور هیچ کس در زندگی ما اتفاقی نیست.
خداوند در هر حضوری رازی نهان کرده برای کمال ما.
خوش آن روزی که دریابیم راز این حضور را ...



